کسب و کار

سرقفلی در حسابداری چیست: توضیح دهنده

سرقفلی در حسابداری چیست: توضیح دهنده

گاهی اوقات منطقی است که برای چیزی بیشتر از ارزش بازار آن پرداخت کنید. شاید مقدار محدودی از آن وسیله نقلیه الکتریکی جدیدی که می‌خواستید وجود داشته باشد، در یک جنگ مناقصه قرار داشته باشید یا در بازار یک فروشنده خانه خریداری کرده باشید.

Goodwill in accounting

دلایل متعددی وجود دارد که می‌توانید برای توجیه پرداخت حق بیمه برای به دست آوردن آنچه می‌خواهید (یا نیاز دارید) استفاده کنید، و همین امر در خریدهای تجاری. گاهی اوقات، یک شرکت حاضر به پرداخت حق بیمه برای خرید شرکت دیگر است و به آن حق بیمه سرقفلی می گویند.

برای کسب‌وکارها، پیگیری حسن نیت در حسابداری بسیار مهم است، بنابراین شفافیت در مورد این واقعیت وجود دارد که شما بیش از ارزش بازار پرداخت کرده‌اید.

سرقفلی در حسابداری چیست؟

سرقفلی یک اصطلاح حسابداری است که به حق بیمه‌های خرید اشاره می‌کند که زمانی اتفاق می‌افتد که یک شرکت بیشتر از ارزش بازار برای خرید شرکت دیگر بپردازد. به طور خلاصه، سرقفلی ارزش یک شرکت فراتر از دارایی های فیزیکی آن است.

معمولا، خریدار مایل است برای یک شرکت هزینه بیشتری بپردازد، زیرا ارزش دارایی‌هایی را می‌بیند که تعیین کمیت آن آسان نیست.

نمونه‌هایی از دارایی‌های سرقفلی عبارتند از:

  • روابط با مشتری: زمانی که یک شرکت دارای یک پایگاه مشتری وفادار و متعهد است که معمولاً با استفاده از معیارهایی مانند حفظ، ارزش طول عمر مشتری و هزینه جذب مشتری اندازه‌گیری می‌شود.
  • سرمایه شهرت: ارزشی که یک شرکت با ایجاد مداوم محصولات با کیفیت بالا و جلب اعتماد مشتریان به دست آورده است. 
  • سرمایه انسانی< /strong>: دانش، مهارت ها و قابلیت هایی که نیروی کار برای شرکت به ارمغان می آورد
  • ارزش ویژه برند: ارزش افزوده نام تجاری، آرم و علائم تجاری

تعیین کمی این دارایی‌های نامشهود دشوار است و ممکن است در محاسبه ارزش بازار منصفانه استفاده نشود. شرکت هدف، اما همچنان می توانند به شرکت خریدار مزیت رقابتی بدهند.

سرقفلی منفی چیست؟

سرقفلی منفیاصطلاحی است که برای توصیف تخفیف قیمتی استفاده می‌شود که زمانی اتفاق می‌افتد که یک شرکت شرکتی را زیر ارزش بازار منصفانه خریداری کند. این اغلب زمانی اتفاق می افتد که شرکت برای فروش در تلاش است تا دارایی ها را برای پرداخت بدهی ها نقد کند یا ورشکسته شده است.

سرقفلی چگونه محاسبه می شود؟

هنگام محاسبه سرقفلی، از قیمت خرید شرکت شروع کنید و ارزش بازار منصفانه خالص دارایی‌های آن را کم کنید که به دارایی منهای بدهی‌ها اشاره دارد. چیزی که برای شما باقی می ماند ارزش مازاد است.

برای محاسبه سرقفلی می توانید به فرمول زیر مراجعه کنید.

سرقفلی = P – (A – L)

کجا

P = قیمت خرید

A = ارزش منصفانه دارایی ها

L = ارزش منصفانه بدهی ها

هنگام محاسبه ارزش دارایی‌های یک شرکت، می‌توانید موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • دارایی‌های ملموس< /strong>: مانند وجه نقد، معادل های نقدی، حساب های دریافتنی، اوراق بهادار قابل فروش، املاک، موجودی، مبلمان و تجهیزات
  • دارایی های نامشهود قابل اندازه گیری: مانند حقوق مالکیت معنوی، نرم افزار اختصاصی، و طراحی محصول

از سوی دیگر، بدهی ها به تمام بدهی ها و پول های بدهکار شرکت اشاره دارد، از جمله:

  • مالیات بر درآمد قابل پرداخت
  • هزینه های تعهدی
  • حسابهای پرداختنی
  • بهره قابل پرداخت
  • وام های تجاری
  • صورتحسابهای قابل پرداخت

مثال محاسبه سرقفلی

مثلاً شرکت X را به قیمت 16 میلیارد دلار خریداری کردید و دارایی و بدهی زیر است.

  • ارزش منصفانه دارایی ها: 17 میلیارد دلار
  • ارزش منصفانه بدهی ها: 4 میلیارد دلار

اگر این ارقام را به فرمول سرقفلی متصل کنید، موارد زیر را دریافت خواهید کرد:

سرقفلی = P – (A – L)

سرقفلی = 16 میلیارد دلار – (17 میلیارد دلار – 4 میلیارد دلار)

سرقفلی = 16 تا 13 میلیارد دلار 

سرقفلی = 3 میلیارد دلار

مقدار سرقفلی به 3 میلیارد دلار می رسد، به این معنی که شما 3 میلیارد دلار بیشتر از ارزش بازار منصفانه پرداخت کرده اید. در این صورت، با ثبت آن به عنوان سرقفلی در ترازنامه، این مبلغ را تشخیص می دهید.

سرقفلی در ترازنامه چیست؟

هنگامی که یک شرکت برای خرید شرکتی دیگر حق بیمه پرداخت می کند، سرقفلی به عنوان دارایی نامشهود در ترازنامه خریدار فهرست می شود. این نشان دهنده تفاوت بین قیمت خرید نهایی و ارزش خالص واقعی دارایی های شرکت خریداری شده است. به این سابقه حسابداری شناسایی ارزشسرقفلی

گفته می شود.

از طرف دیگر سرقفلی منفی به عنوان اقلام ترازنامه ثبت نمی شود. در عوض، به عنوان افزایش فوری در درآمد خالص مشخص می شود و در صورت سود و زیان به عنوان سود فوق العاده ثبت می شود. سود فوق‌العاده اصطلاح حسابداری است که برای توصیف درآمد ناشی از رویدادهای نادر و کمتر رایج، مانند به دست آوردن یک تجارت دیگر با قیمت مقرون به صرفه استفاده می‌شود.

آیا سرقفلی یک دارایی جاری است؟

خیر، سرقفلی یک دارایی بلند مدت است که به عنوان دارایی غیرجاری نیز شناخته می شود. دارایی‌های جاری دارایی‌هایی هستند که شرکت شما ظرف یک سال مصرف یا به فروش خواهد رساند. سرقفلی نمی تواند فروخته شود و ارزش آن بیش از یک سال طول می کشد که آن را طولانی مدت می کند.

به طور خاص، سرقفلی یک دارایی نامشهود بلندمدت در نظر گرفته می‌شود، زیرا نشان‌دهنده ارزش غیر فیزیکی است که می‌تواند به مواردی مانند شناخت نام تجاری، روابط قوی با تامین‌کننده، و پایگاه مشتری وفادار اشاره داشته باشد.

سرقفلی در مقابل سایر دارایی های نامشهود

تفاوت اصلی بین سرقفلی و سایر دارایی های نامشهود این است که سرقفلی را نمی توان از تجارت جدا کرد و فروخت، در حالی که سایر دارایی های نامشهود می توانند. برای درک بهتر، تفاوت بین شناخت برند و پتنت را در نظر بگیرید.

شناخت نام تجاری را نمی توان از یک شرکت جدا کرد و به صورت جداگانه فروخت. اگر می خواهید از اعتبار یک شرکت بهره مند شوید، باید شرکت را خریداری کنید. بنابراین، شناخت برند در سرقفلی لحاظ می شود.

وفاداری پایه مشتری، سهم بازار و روابط تامین کننده نمونه های دیگری از دارایی های سرقفلی هستند.

در مقابل، اگر اختراع می‌خواهید، می‌توانید آن را از یک شرکت بدون کسب کل کسب‌وکار خریداری کنید. این موضوع اختراعات را به یک دارایی نامشهود تبدیل می کند.

نمونه‌های دیگر دارایی‌های نامشهود شامل علائم تجاری، حق نسخه‌برداری، فهرست مشتریان و نرم‌افزار اختصاصی است.

اختلالات سرقفلی

اگر ارزش دارایی های سرقفلی در طول زمان کاهش یابد، به عنوان کاهش ارزش سرقفلی شناخته می شود. اساساً به این معنی است که ارزش دارایی کمتر از مبلغی است که شما برای آن پرداخت کرده اید. این معمولاً به دلیل یک رویداد اقتصادی خارجی یا تغییر در چشم‌انداز رقابتی اتفاق می‌افتد.

بگویید شما یک شرکت را خریداری کرده اید و حق بیمه سرقفلی می پردازید زیرا این شرکت دارای نیروی کار قوی است. با این حال، چند سال بعد، آن شرکت مجبور شد تعداد قابل توجهی از کارمندان خود را به دلیل رکود اخراج کند.

این نمونه ای از کاهش سرقفلی است زیرا دیگر نمی توانید ارزش کامل نیروی کار را به دست آورید. محرک های رایج کاهش ارزش سرقفلی شامل تغییرات قابل توجه در اقتصاد، تغییرات در چشم انداز رقابتی، و مقررات جدید است.

هر دو اصول حسابداری پذیرفته شده عمومی ایالات متحده (US GAAP) و استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی (IFRS) از شرکت‌ها می‌خواهد که حداقل یک بار سرقفلی خود را آزمایش کنند. یک سال و پس از یک رویداد محرک احتمالی. با این حال، هر مجموعه ای از استانداردها دستورالعمل های متفاوتی را برای آزمایش نقص ارائه می دهد.

اگر اختلال نتایج تست می گوید که سرقفلی شما کاهش یافته است، این ضرر باید ثبت شود. حسابداری کاهش ارزش سرقفلی شامل دو مرحله است: ثبت زیان ارزشی به عنوان هزینه غیرنقدی در صورت سود و زیان، و ارزش سرقفلی را در ترازنامه شرکت خود کاهش دهید.

محدودیت های سرقفلی در حسابداری

شامل سرقفلی در ارزش‌گذاری شرکت، روشی مفید برای نشان دادن ارزش دارایی‌هایی مانند شهرت برند و وفاداری مشتری است< /a>. اگرچه ممکن است این مفاهیم دشواری برای تعیین قیمت باشند، اما می توانند تأثیر مثبتی بر جریان نقدی آینده شرکت داشته باشند.

با توجه به آنچه گفته شد، برخی محدودیت‌ها برای سرقفلی وجود دارد، از جمله:

  • عدم عینیت: سرقفلی در نهایت یک محاسبه ذهنی است که بر اساس فرضیات مربوط به جریان نقدی آتی است. در نتیجه، ممکن است برآوردهای متفاوتی از سرقفلی از سرمایه گذاران، تحلیلگران یا حسابداران مختلف دریافت کنید.
  • فقدان یکنواختی: هیچ راه جهانی برای تعیین ارزش حسن نیت وجود ندارد. به عنوان مثال، یک شرکت ممکن است مایل به پرداخت حق بیمه بیشتر برای شهرت برند نسبت به شرکت دیگر باشد.
  • ضمانت بازگشت وجود ندارد: مارکو آندولفتو، مدیر ارشد پذیره‌نویسی در شرکت بیمه Apollo Cover، توضیح می‌دهد: «سرقفلی به تنهایی پول نقد نمی‌آورد، حتی اگر این مبلغ اضافی پرداخت شده برای ارزش نامشهود یک شرکت را نشان می دهد. برخلاف دارایی‌های ثابت مشهود، نمی‌توانید دارایی‌های سرقفلی را با فروش آن‌ها به نقد تبدیل کنید.
  • خطر کاهش: سرقفلی به عواملی مانند شرایط اقتصادی و بازار بستگی دارد. اگر آنها در آینده تغییر کنند، می توانید مقداری از ارزش را از دست بدهید. برای مثال، ممکن است برای وفاداری مشتری حق بیمه بپردازید، اما اگر رکودی رخ دهد و مشتریان هزینه‌های خود را کاهش دهند، این مزیت می‌تواند کاهش یابد.
  • فقط برای تملک استفاده می شود: سرقفلی تنها زمانی قابل استفاده است که شرکتی با قیمتی بالاتر از ارزش بازار منصفانه آن خریداری شود. حتی در این صورت، فقط در ترازنامه خریدار ظاهر می شود. یک کسب و کار نمی تواند سرقفلی را در ترازنامه خود قرار دهد و ارزش آن را با درج اعدادی مانند وفاداری مشتری یا شهرت برند افزایش دهد.

وقتی نوبت به درک اینکه چگونه حسن نیت بر ارزش‌گذاری شرکت تأثیر می‌گذارد، کارآفرینان باید در نظر داشته باشند که سرقفلی یک محاسبه ذهنی است و معیار مستقیم درآمد بالقوه نیست. فقط به این دلیل که یک شرکت مایل به پرداخت حق بیمه برای چیزی است، به این معنی نیست که ارزش آن برای شما یکسان است.

Subscribe to The Hustle Newsletter
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟

rel=”_blaopednkener”> /p>

Love

Meh

Hate

منبع:hubspot

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا